جنگ نرم و حکایت قدیمی باد و خورشید

می گویند در قدیم یک بار باد و خورشید مردی را کنار رودخانه می بینند. باد می خواست قدرتش را به رخ خورشید بکشد به خورشید می گوید بیا یک مسابقه بدهیم ببینیم کدام یک قدرتش بیش تر است. هرکس بتواند کاری بکند که این مرد لباسش را در آورد، برنده است. باد که به قدرت خود مطمئن بود دست به کار شد و با شدت شروع به وزیدن کرد. مرد هم به سختی به لباس هایش چسبید. باد هم بیش تر وزید. هرچه باد بیش تر می وزید مرد هم بیش تر به خودش و لباس هایش می چسبید. آخر الامر باد خسته شد. این بار نوبت خورشید شد. خورشید به آهستگی شروع به تابیدن کرد برخلاف باد به جای شدت و خشونت، نرم نرم تابید و تابید. مرد که احساس گرما می کرد و رودی هم در کنارش بود خود به خود نظرش به رود جلب شد. لباس هایش را درآورد و با خوشحالی تمام به رودخانه پرید و شنا کرد.

/ 1 نظر / 13 بازدید
دکترک

سلام در آبادی ما هم چرقلی گاهی از فنون براندازی نرم برای از میدان خارج کردن اهالی ده پایین استفاده می کند . پدر سوخته هی مدام می گوید smart power ما هم که این زبان اجنبی را به خوبی بلد نیستیم و حریف این مردک لندهور نرم تن سخت اندیشه نمی شویم . ممنون می شویم اگر فنونی از این تکنیک نرم و یا قدرت نرم را از طریق پستچی برای آن آبادی ورق برگشته ارسال نمایید