ناشنیده هایی از زبان فارسی(2)

واژه‌های فراوانی در زبان‌های عربی، ترکی، روسی، انگلیسی، فرانسوی و آلمانی فارسی است و بسیاری از فارسی زبانان آن را نمی‌دانند. از آن جمله‌اند:

ـ کیوسک که از کوشک فارسی به معنی ساختمان بلند گرفته شده است و در تقریباً همهٔ زبان‌های اروپایی هست.

ـ شغال که در روسی shakal، در فرانسوی chakal، در انگلیسی jackal و در آلمانیSchakal نوشته می‌شود.

ـ کاروان که در روسی karavan، در فرانسوی caravane، در انگلیسی caravan و در آلمانی Karawane نوشته می‌شود.

ـ کاروانسرا که در روسی karvansarai، در فرانسوی caravanserail، در انگلیسی caravanserai و در آلمانیkarawanserei نوشته می‌شود.

ـ پردیس به معنی بهشت که در فرانسوی paradis، در انگلیسی paradise و در آلمانی Paradies نوشته می‌شود.

ـ مشک که در فرانسوی musc، در انگلیسی musk و در آلمانی Moschus نوشته می‌شود.

ـ شربت که در فرانسوی sorbet، در انگلیسی sherbet و در آلمانی Sorbet نوشته می‌شود.

ـ بخشش که در انگلیسی baksheesh و در آلمانی Bakschisch نوشته می‌شود و در این زبان‌ها معنی رشوه هم می‌دهد.

ـ لشکر که در فرانسوی و انگلیسی lascar نوشته می‌شود و در این زبان‌ها به معنی ملوان هندی نیز هست.

ـ خاکی به معنی رنگ خاکی که در زبان‌های انگلیسی و آلمانی khaki نوشته می‌شود.

ـ کیمیا به معنی علم شیمی که در فرانسوی، در انگلیسی و در آلمانی نوشته می‌شود.

ـ ستاره که در فرانسوی astre در انگلیسی star و در آلمانی Stern نوشته می‌شود. Esther نیز که نام زن در این کشورهاست به همان معنی ستاره است.

برخی دیگر از نام‌های زنان در این کشور‌ها نیز فارسی است، مانند:

ـ Roxane که از واژهٔ فارسی رخشان به معنی درخشنده است و در فارسی نیز به همین معنی برای نام زنان روشنک وجود دارد.

ـ Jasmine که از واژهٔ فارسی یاسمن و نام گلی است.

ـ Lila که از واژهٔ فارسی لِیلاک به معنی یاس بنفش رنگ است.

ـ Ava که از واژهٔ فارسی آوا به معنی صدا یا آب است. مانند آوا گاردنر.

/ 4 نظر / 4 بازدید
محمددیهیم

تو مثل راز پاييزي و من رنگ زمستانم چگونه دل اسيرت شد ،قسم به شب نمي دانم تو دريايي تريني ، آبي و آرام و بي پايان و من موج گرفتاري اسير دست طوفانم نمي دانم چه بايد كرد با اين روح آشفته به فريادم برس اي عشق، من امشب پريشانم غروب آخر شعرم ، پر از آرامش درياست و من امشب قسم خوردم تو را هرگز نرنجانم بدون تو شبي تنها و بي فانوس خواهم مرد دعا كن بعد ديدار تو باشد وقت پايانم

محمددیهیم

تو مثل راز پاييزي و من رنگ زمستانم چگونه دل اسيرت شد ،قسم به شب نمي دانم تو دريايي تريني ، آبي و آرام و بي پايان و من موج گرفتاري اسير دست طوفانم نمي دانم چه بايد كرد با اين روح آشفته به فريادم برس اي عشق، من امشب پريشانم غروب آخر شعرم ، پر از آرامش درياست و من امشب قسم خوردم تو را هرگز نرنجانم بدون تو شبي تنها و بي فانوس خواهم مرد دعا كن بعد ديدار تو باشد وقت پايانم

آفتابگردون

سلام کامنت قشنگتون رو اتفاقی تو وبلاگ "محمد دیهم" دیدم باید بگم شاهکار بود! راستش یه کم دلتنگ بودم و وقتی خوندمش اشک تو چشام جمع شد! واقعا زیبا بود میشه بدونم نویسنده ش کیه؟ البته اگه دوست ندارین نگین.. چون مهم انتقالشه که کار شما بود [گل] خوشوقتم از آشناییتون اگه دوست داشتین خوشحال میشم بهم سر بزنین

محمددیهیم

ي تو زندگي بر چه کسي سخت شد بجز آن که عاشقانه به دنبال توست منتظر تو منتظر ديدار دوباره ي تو نگاهي را که بر آن سخت کرده اي سخت تر از هر چيز ممکن