قسمت سوم


با رواج پارسی نو (فارسی دری) پهلوی کم کم به لهجه‌ای غیر قابل فهم برای دیگران تبدیل شد؛ در نتیجه امروز بر آن نام زبان اطلاق می‌شود، کسروی می‌گوید: «پیداست که همگی یک زبان است؛ ولی هر زبان جدایی‌های دیگری پیدا کرده. ما چون می‌گوییم زبان اوستا یا زبان هخامنشی یا زبان پهلوی یا زبان فارسی، این‌ها نام‌های یک زبان است که چون به رنگ‌های گوناگون افتاده، این نام‌های گوناگون را پیدا کرده ]است[[1]

«ابن ندیم» از قول «ابن مقفع» چنین می‌گوید:‌ «زبان‌های فارسی عبارت است از پهلوی، دری، فارسی، خوزی و سریانی است. پهلوی منسوب به پهله که نام پنج شهر است:‌ اصفهان، ری ، همدان، ماه نهاوند[2] و آذربایجان.»[3]

گفته‌ی ابن ندیم، مطالب پیشین را تصدیق می‌کند.

زبان پارسی نو (فارسی دری) در نیمه‌ی دوم سلطنت ساسانیان پدید آمد و بر بنیاد پهلوی جنوبی بود که در زمان ساسانیان ریشه‌ی ادبی به شمار می‌رفت و از آن در نامه نگاری استفاده می‌شد. این زبان همان است که تا امروز نیز ادامه یافته است. لهجه‌ی دری در روند تکامل خود، عناصری از لهجه‌های دیگر ایرانی به خود جذب کرد و به آمیخته‌ای از لهجه‌های گوناگون زبان پارسی تبدیل شد. در ترکیب لغوی پارسی نو در دوران ساسانیان، تأثیر لهجه‌های دیگر ایرانی به ویژه پارسی شمال باختری (مادی پیشین) که در سده‌ی دوم پیش از میلاد سخت رایج بود و زبان پارتی‌های حاکم به شمار می‌رفت بسیار تأثیر گذار بود. شمال باختری از این رو که پارتیان پس از رسیدن به حکومت، پایتخت خود را به غرب منتقل کردند در نتیجه تأثیر زبانی آنان بر غرب بیشتر بوده است. زبان پارسی نو با جذب عناصری از لهجه‌ی شمال باختری قوام بیشتری یافت. در پی این دگرگونی دو گروه لهجه که با هم تفاوت داشتند پدید آمدند؛ یکی که در پارس (فارس) به کار می‌رفت و تا حدودی ویژگی‌های زبان پارسی میانه را داشت و دیگری لهجه‌ای بود که در شمال باختری ایران رایج بود و پایه‌ی زبان ادبی پارسی نو (فارسی) شد.[4]



2 . سید احمد کسروی، آذری یا زبان باستان آذربایجان، تهران، خورشید آفرین، 1383، ص 40.

3 . ماه نهاوند؛‌ولایت نهاوند، کلمه ماه دگرگون شده‌ی ماد است.

4 . محمد بن اسحاق ندیم، الفهرست، ترجمه‌ی م. رضا تجدد، تهران، ابن سینا، 1343،‌ص 22.

1 . یان ریپکا،‌ پیشین، صص 148 و 153 154.