حقیقت
وبلاگ دیگری هم با نام ایران اسلامی دارم www.isir.blogfa.com
۱۳۸۸/٩/۱۳
زبان فارسی نماد وحدت ایران اسلامی ... نظرات() 

قسمت دوم


 پس از هخامنشیان، شاخه هایی در لهجه‌ی پارسی میانه پدید آمد که عبارت بودند از:

الف ـ‌لهجه‌ی جنوب که مردم سرزمین پارس به آن سخن می‌گفتند.

ب ـ‌ لهجه‌ی شمالی که پارتی نامیده می‌شد و همراه با لهجه‌ی جنوبی، زبان گروه باختری را تشکیل می‌داد.

ج ـ‌ لهجه‌های خاوری که عبارت بود از:‌1. «سغدی» 2. «خوارزمی» 3. «سکزی».[1]

بنابراین زبان همه‌ی مردم ایران غیر از پارسی (فارسی)‌چیز دیگری نبوده است؛ البته در دوره‌ی اشکانی پهلوی، لهجه ی رسمی بود و زبان نوشتاری اشکانیان به شمار می‌رفت.[2] پس از روی کار آمدن ساسانیان، این بار لهجه‌ی جنوبی پارسی میانه؛ یعنی لهجه‌ی ساسانیان به عنوان لهجه‌ی رسمی و نوشتاری رایج شد. مجموعه گزارش مورخان و جعفرانی دانان نه تنها از رواج سراسری زبان فارسی و پیوستگی لهجه‌های گوناگون آن در ایرانی حکایت می‌کند بلکه رواج پهلوی را در پیش و پس از اسلام، در ایران، آشکار می‌سازد. مسعودی در این باره سخن بجا و روشنگری دارد:

«پارسیان قومی بودند که قلمروشان دیار جبل بود از ماهات و غیره و آذربایجان تا مجاور ارمینیه و اران و بیلقان تا در بند که باب و ابوب است و ری و طبرستان و شابران و گرگان و ابرشهر که نیشابور است و هرات و مرو و دیگر ولایت‌های خراسان و سیستان و کرمان و فارس و اهواز با دیگر سرزمین عجمان که در وقت حاضر به این ولایت‌ها پیوسته است، همه‌ی این ولایت‌ها یک مملکت بود، پادشاهش یکی بود و زبانش یکی بود، فقط در بعضی کلمات تفاوت داشتند؛‌ زیرا وقتی حروفی که زبان را بدان می‌نویسند یکی باشد و ترکیب کلمات یکی باشد، زبان یکی است؛ اگر چه در چیزهای دیگر تفاوت داشته باشد؛‌چون پهلوی، دری، آذری و دیگر زبان‌های پارسی»[3]

ادامه دارد...

١ . همان ،‌ص 74.

٢ . جمال الدین فقیه، آتور پاتکان (آذربایجان)‌و نهشت ادبی، تهران، علمی، ]بی تا[، ص 178.

٣ . علی بن حسین مسعودی، التنبیه و الاشراف، مترجم:‌ابوالقاسم پاینده، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1349، ص 72.