حقیقت
وبلاگ دیگری هم با نام ایران اسلامی دارم www.isir.blogfa.com
۱۳۸۸/٧/٢٩
مقایسه ی فاشیسم و کمونیسم(1) ... نظرات() 

 

در این که هر دو نظام های تمامیت خواهی بودند، تردیدی نیست اما میان این دو تفاوت های بسیاری وجود دارد که از دید بسیاری پنهان مانده است ولی  قضاوت ناعادلانه در طول تاریخ، باعث شده تا جایگاه این دو عوض شود.

 


 

بر خلاف کشورهای خارجی که همیشه از فاشیسم بد و بیراه می گفته و می گویند، در ایران ما و کشورهایی از این دست، همیشه  از کمونیسم در افواه عمومی بد گفته می شده است و کلمه
ی کمونیست حتی یک نوع فحش و انگ محسوب می شود  به طوری که کمونیست معادلی شده بود برای اطلاق بر هر کافر یا جاسوس و خائنی و این به دلیل دشمنی سیاسی، فرهنگی و مذهبی سردمداران
آن چه در داخل و چه در خارج با دین و ملکت ما بوده است.

کمونیست های داخلی یعنی همان ها که شناسنامه ی ایرانی داشتند، عامل کشور متجاوز شوروی بودند. آنان اسرار این مملکت را به بیگانگان می دادند و تلاش داشتند تا این دشمن بر ما مسلط شود و در این راه از خیانت به مردم و خانواده ی خود دریغ نداشتند؛ حتی سعی کردند در راه خوش خدمتی به شوروی، آذربایجان و کردستان را از مام میهنشان، ایران تجزیه کنند و کارهای دیگر برای وطن فروشی و بی دینی و لا مذهبی و ضدیت با دین و اسلام و اعتقادات مردم اما چند سالی است که در اثر تلقینات استعمارگران مشاهده می شود که درس خوانده های ما دچار نوعی الینه شده اند. الینه نوعی بیماری روانی و اجتماعی است که در آن فرد یا افراد، درد یا شادی دیگران را درد و شادی خود احساس می کنند. فاشیسم دشمن کشورهای سرمایه داری و کمونیستی بود و به آن ها ضربات سخت و خرد کننده ای وارد کرد و چنان از آن دچار ترس شدند که آن دو نظام امپریالیست استعماری و ساخته و پرداخته ی فراماسونری به ظاهر شدیدا هم دشمن یکدیگر، با هم علیه فاشیسم متحد شدند و از این جا می توان عمق فاجعه را برای سرمایه داری و  کمونیسم دریافت و  این نشان می دهد که استعمار برای مصلحت هر کاری می کند. پس از پیروزی بر فاشیسم و از آن جا که کسی نبود که از آن نظام دفاع کند، دشمنانش تا توانستند آن را کوبیدند و ریشه کن ساختند و تبلیغات گسترده و سنگینی علیه آن به راه انداختند که امروزه نیز اثرات آن باقیست.

به طوری که می بینیم بر اثر تبلیغات دشمنان، لغت فاشیسم امروزه در خارج از ایران و کشورهای اسلامی معنای عام پیدا کرده و مترادف با هر نوع دیکتاتوری شده است و واژه ی فاشیست به یک انگ و فحش سیاسی تبدیل شده تا راست یا دروغ بگویند طرف مقابل سرکوب گر است، بدون این که به نوع ایدئولوژی طرف مقابل توجه کنند و اگر آن نظام به قول و حتی خیال آن ها سرکوب گر و استبدادی باشد و از روش های سرکوب گرانه و شکنجه استفاده کند، آن را فاشیست می نامند. متاسفانه درس خوانده ها و به اصطلاح روشن فکران و نه عوام، نادانسته در حال گام برداشتن در مسیر دشمنان هستند و آن ها به راحتی دارند به دست این ها فرهنگ خود را به ما القا می کنند؛ فرهنگی که خود و صاحبانش دشمنان این مرز و بوم هستند و ما با این کار به قول گذشتگان داریم آب به آسیاب دشمن می ریزم و در منجلابی فرو می رویم که خود خبر نداریم چون دشمن ما کشورهای کمونیست و سرمایه دار بوده اند و نه فاشیست ها و فاشیسم.