در قسمت های قبلی از دست پنهان نظام سرمایه داری در ایجاد کمونیسم صحبت کردیم. جنگ جهانی را نیز نظام سرمایه داری به راه انداخت؛ برای این که شرایط برای به میدان آمدن دو قطب کمونیستی و سرمایه داری فراهم شود و جای سومی برای نظام های حاکم بر آلمان، ایتالیا و ژاپن وجود نداشت. پس جنگی جهانی را به راه انداختند که در پایان آن سرمایه داری را به مقاصد خود می رسانید و بنابراین نتایج جنگ نیز خود نشان از این دارد:

1-    سرمایه داری:

تا پیش از جنگ جهانی دوم، دنیا به سه قطب فاشیسم، سرمایه داری و کمونیسم تقسیم می شد و قدرتهایی چون آلمان ایتالیا ژاپن فرانسه آمریکا انگلیس و روسیه جولان می دادند با فروپاشی فاشیسم، دنیا به دو قطب کمونیستی و سرمایه داری تقسیم شد که هم سیاست بین المللی در آن مشخص تر بود و دوم این که در آن مبارزه بر سر سرمایه بود چیزی که طبیعت سرمایه داری بر آن قرار دارد در یک طرف نظام خشن و دیکتاتوری کمونیستی قرار داشت که ادعای جمع کردن بساط سرمایه
داران را داشت و در طرف دیگر نظامی که ادعای آزادی و دمکراسی داشت و بر همین اساس راه نجات مردم از لولویی به نام کمونیسم و شکنجه در اردوگاه های کار اجباری را نظام آزادی عنوان می کرد که دست بر قضا در دست سرمایه داران بود و این رقابت و ترسونک بازی ها در دوران جنگ سرد موجب تولید و فروش انواع و اقسام بی شمار سلاح و لوازم امنیتی و اطلاعاتی و ... در سطح بی شمار بود که جیب سرمایه داران را حسابی پر کرد.

2-  آمریکا:

الف) آمریکا در میانه ی جنگ و با فاصله دوری از جبهه های اصلی جنگ، وارد میدان شد و کمترین خسارت را دید و البته بیشترین سود را هم برد به خصوص این که ژاپن بود که به آمریکا حمله کرد و آلمان و ایتالیا بودند که در حمایت از ژاپن به آمریکا اعلان جنگ دادند بنابراین آمریکا مثلا رو سفید از آب درآمد نه تنها متجاوز شناخته نشد بلکه از فرصت استفاده کرد و به کمک کشورهای متفق شتافت و نقش رهبری آزادی و آزادی خواهی!!! را هم به دست آورد وسیله ای که سالهاست از آن برای پیشبرد اهداف استعماری و استکباری و توجیه و تحمیل جنایت کاری های خود بهره می برد.

ب) قدرت های استعماری انگلیس و فرانسه زیر نفوذ آمریکا قرار گرفتند به اضافه کشورهای آلمان ایتالیا و ژاپن که از قضا جزو کشورهای صنعتی بودند نیز نصیب اردوگاه سرمایه داری شدند و تحت رهبری و جبهه واحدی در آمدند.

ج) آمریکا تا آن موقع در سیاست بین المللی حالتی منزوی داشت و قدرت های برتر انگلیس و فرانسه بودند اما با ضعف این دو  و در اختیار قرار گرفتن امکانات علمی و صنعتی آلمان و دانشمندان این کشور که یا به آمریکا فرار کردند و یا پس از جنگ به این کشور برده شدند، آمریکا به ابرقدرت دنیا تبدیل شد. یکی از افسران آمریکایی می گوید: پس از اشغال آلمان، ما در آنجا با پیشرفت هایی رو به رو شدیم که فکرش را هم نمی کردیم. به این ترتیب آمریکا توانست رهبری نظام  سرمایه داری را به صورتی منسجم تر به دست گیرد و وظیفه ی پیشبرد استعمار سرمایه داری را در شکل نو و جدیدش به عهده گرفت.

3- استعمار انگلیس و فرانسه:

کشورهای استعماری به دنبال تبدیل استعمار قدیم به استعمار نو بودند اما این کار زمان می طلبید و از طرفی در داخل این کشورها توجیه لازم را نداشت و  با مخالفت رو به رو می شد مثل این که انگلیس بخواهد مستعمرات چند صد ساله خود را رها کند اما جنگ جهانی توجیه و شرایط لازم را به وجود آورد به طوری که استعمارگران به بهانه ی دادن استقلال به مستعمرات توانستند حمایت آنان را در زمان جنگ نصیب خود سازند و سپس استعمار نو را در مورد آنان به مرحله اجرا در آوردند.

4-    صهیونیسم:

 الف) صهیونیست ها به دنبال تشکیل اسراییل بودند اما این کار آسانی نبود به وِیژه این که یهودیانی که در کشورهای خود می زیستند به ممالک خود علاقه داشته و کار و زندگی داشتند و نمی خواستند به راحتی این ها را از دست بدهند با وقوع جنگ، سیل یهودیان به سوی فلسطین اشغالی روانه شد. خود غربی ها هم اذعان کرده اند که بزرگ ترین نتیجه ی جنگ جهانی تشکیل اسراییل بود و به طعنه می گویند فاشیسم می خواست یهودیان را نابود کند اما خود!!! موجب تشکیل اسراییل شد.

ب) تسلط صهیونیست ها بر سیاست بین المللی. تا پیش از جنگ نوعی تفکر ضد یهودی در اروپا به وجود آمده بود اما به برکت افسانه ی هلوکاست چنان دایره مقدسی پیرامون یهودی ها و صهیونیست ها قرار گرفت که دیگر کسی به خود اجازه ی هیچ انتقادی نمی دهد چون به ضد یهودی بودن متهم می شود. امروز آلمان ضد یهودی خود به یک از دست بوسان و نوکران صهیونیسم تبدیل شده و چه چیزی از این بالاتر.

5-   کمونیسم:

استعمار و سرمایه داری برای استعمار بیشتر و کسب ثروت و قدرت بیشتر به یک رقیب خطرناک اما قلابی و پوشالی نیاز داشتند که دست پرورده و تحت مدیریت خود آنان باشد و هر وقت که بخواهند ببازد و برود؛ جنگ جهانی زمینه را فراهم کرد تا بادکنک کمونیسم روسیه به صورت غول بزرگی درآید.