در اینجا جدا از همه روایات و تجزیه و تحلیل های تاریخی به کمک تجربیات مطالعاتی شخصی خودم البته به زبانی کوتاه و ساده به بررسی نقش کشورهای استعمار گر و سرمایه داری غربی در ظهور کمونیسم در روسیه و تشکیل شوروی می پردازم:

1-     زمانی که لنین به کمک آلمان ها به توانست در پطروگراد پایتخت روسیه کودتا به راه انداخته و قدرت را غصب کند هنوز روسیه درگیر جنگ با آلمان بود بسیاری از نقاط روسیه زیر کنترل بلشویک ها نبود بلکه دشمنان و مخالفان آنان در آن جا قدرت داشتند برخی نواحی توانستند خود را از زیر اشغال روسیه آزاد کنند.کشورهای متفق علیه آلمان علیه کمونیست ها در نواحی مختلف روسیه نیرو پیاده کردند اما در این مورد با هم متفق نبودند و نخواستند به صورت واحد یک اقدام جدی موثر علیه کمونیست ها انجام دهند اقدام موثری هم در کمک به مخالفان داخلی انجام نشد و  کمونیست ها توانستند مخالفان متعدد داخلی را از میان بردارند در حالی که با نیروهای خارجی نیز دست به گریبان بودند که ذر نواحی مختلف نیرو پیاده کرده بودند شرایط جنگ بین الملل و مشغولیت جنگ و تلاش برای صلح در ابتدا و پیامدهای این جنگ نیز مسایل دیگری بود که نهایتا با معجزه کاپیتالیسم، کمونیسم از همه این مراحل عاقبت به خیر بیرون آمد.

2-     قفقاز یک از بزرگترین مخازن نفتی جهان است که مردم آن پس از سقوط حکومت تزاری خود را از یوغ این حکومت بیگانه رها کردند اما پس از مدتی بلشویک ها به این منطقه حمله کرده و دوباره آن را اشغال کردند اما استعمارگران به خصوص انگلیس هیچ اقدام موثری در جلوگیری ازاین اقدام انجام ندادند. جالب اینکه یک از دلایل اتفاق انگلیس و فرانسه در جنگ جهانی دوم با شوروی علیه آلمان این بود که می ترسیدند آلمانی ها بر چاه های نفت قفقاز مسلط شوند که به زعم آنان اگر چنین می شد دنیا دیگر جلو دار آنان نبود اما در این جا به راحتی این لقمه عظیم را در اختیار دشمنان خود قرار دادند و هیچ کمکی برای حفظ حکومت های تازه استقلال یافته منطقه نکردند. این چاه ها آنقدر برای روسیه احمیت حیاتی داشتند که پیش از جنگ جهانی فرانسوی ها طرحی سری داشتند که اگر شوروی می خواست به اروپا حمله کند با هواپیماهای خود آن چاه ها را بمباران و نابود کنند.

3-      انگلیس که همیشه به خاطر هندوستان در حالت ترس و بیم بود و به خاطر آن با روسیه و فرانسه به دشمنی می پرداخت و با آن دو وارد جنگ نیز شد ماوراء النهر(آسیای میانه) را که پس از سقوط تزاریسم روسیه به چنگ آورده و یکی از دروازه های هندوستان بود به راحتی تخلیه کرد تا بلشویک ها بر آن مسلط شوند همان اغماضی که در مورد قفقاز انجام داد تا روسهای دشمن که حالا با کمونیست شدن دشمن تر هم شده بودند به منافع انگلیس یعنی  به هندوستان و خلیج فارس نزدیک تر بشوند.

4-     در در زمانی که ظهور کمونیست ها در روسیه و پایان جنگ جهانی اول با هم مقارن شده بود سیاست انگلیسی ها هم بر این قرار گرفت که شیوه استعماری خود را از قدیم به جدید تغییر دهند و ممالک تحت سلطه را به ایادی داخلی خود بدهند تا برای آنان اداره کنند در این زمان نیروهای تزاری از ایران خارج شده و انگلیس می توانست تمام ایران راببلعد اما انگلیسی ها نیروهای خود را از ایران خارج کرده و زمینه های قدرت گیری دیکتاتوری رضا پهلوی را آماده کردند . وضعیت کلی به این صورت بوده که رضا خان در ایران و لنین در روسیه بر سر کار بودند انگلیسی ها به ظاهر مثل سگ از کمونیست ها می ترسیدند و 70 سال با آنان به دشمنی پرداختند یکی از دلایل آنان برای روی کار آوردن رضاخان نیز ایجاد یک حکومت قوی دست نشانده علیه کمونیسم بود قفقاز و ماوراء النهر مستقل شده بودند و کنفرانس صلح پاریس در جریان بود ایرانی ها در این کنفرانس بر حق مسلم خود پافشاری کردند و خواستار برگشت شهرهای جدا شده و اشغالی به مام میهن اسلامی شدند اما چه شد انگلیس از فرصت استفاده کرد و به ایران یا عبارت بهتر دولت های دست نشانده خود کمک کرد تا این سرزمین ها را از چنگ کمونیست ها بقاپد و به دست حداقل نوکران خود (نه  ایرانیان) بسپارد؟؟!! نخیر بر عکس اتفاقا همین کشور سرمایه داری ضد کمونیست که سالها تنش از کمونیست ها به لرزه بود کارشکنی کرد تا حرف به حق ایرانیان را در آن اجلاس کسی نشنود تا کمونیسم بیشتر بر دنیا مسلط و تقویت شود.

5-     نهایتا هم در جنگ جهانی از بین دو دشمن یعنی فاشیسم و کمونیسم ، کاپیتالیسم، کمونیسم را به عنوان دوست برگزید اما با فاشیسم با این توجیه که خطرش بیشتر است به جنگ پرداخت و با وجود تعجب خیلی ها با کمونیست ها یعنی دشمنان خونی خود متحد شدند تا فاشیسم را از میان بردارند و دنیا را بین خود تقسیم کنند.

6-     نهایتا هم در مبارزه با دنیای غرب که دنیای آزادش می خوانند و  آنقدر آزاد است که فلان رییس جمهورش باد دلش رها می شود تمام رسانه های دنیا می فهمند  و اطلاعات سری و فوق سری مثل آب خوردن و البته به اشاره و مصلحت سران سرمایه داری افشا می شود رژیم تماما بسته شوروی که به قول آشنایی که به آنجا رفته بود رادیو هایشان یک موج بود تا، کسی نتواند رادیوهای خارجی را بگیرد و شوروی در این مبارزه اطلاعاتی نهایتا یک شبه مثل ماست وا رفت و گفتند اصلا شوروی از مادر زاییده نشده بود!!!

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل