حدیث معلّى از امام صادق علیه السّلام که نوروز همان روزیست که پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله و سلم براى أمیر المؤمنین علیه السّلام در غدیر خم بیعت گرفت و اقرار بولایت او کردند، و خوشا بر آنکه بدان ثابت ماند، واى بر آنکه آن را بشکند، و روزیست که رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله على علیه السّلام را بوادى جن فرستاد تا از آنها پیمان ستد، و روزیست که باهل نهروان پیروز شد و ذو الثدیة را کشت، و روزیست که قائم ما خاندان ظهور کند با کارگزاران و خدایش بدجّال پیروز گرداند و او را بر کناسه کوفه بدار زند، هیچ نوروزى نیاید جز آنکه ما در آن توقع فرج داریم، زیرا آن از روزهاى ما است که فرسش نگهداشتند و شما آن را گم کردید سپس یک پیغمبر از بنى اسرائیل از پروردگارش خواست مردمى را که بیرون شده بودند از خانهشان و هزارها بودند و خدا آنها را میرانید زنده نماید و خدا بدو وحى کرد که آب بر آنها بریزد، و در این روز بر آنها آب ریخت و زنده شدند، 30 هزار کس بودند، و آب پاشیدن در این روز سنت ثابتى شد و سببش را جز پایداران در علم ندانند، و آن نخست روز سال فرس است، معلى گوید آن را بمن دیکته کرد و من نوشتم ((کتاب السماء و العالم بحار ج3 102
عید نوروز را چرا عید میگویند؟
یکى از پیغمبران بنام ازقیل بوادى رسید که اهل آن همگى مرده بودند از قیل عرض کرد خداوندا اینها را چگونه زنده خواهى نمود امر شد که مقدارى آب بر روى خاکهاى آنها بریز و بخواه تا زنده شوند ازقیل مقدارى آب ریخت و از خداوند تقاضاى اعاده آنها را بحیات و زندگانى نمود فورا همگى زنده شدند و بین سى سال تا هفتاد سال مجدّدا زندگى نمودند یعنى از سى سال کمتر و از هفتاد سال بیشتر بود و این قضیّه در روز اوّل فروردین یعنى روز اوّل بهار واقع شده باین واسطه روز اوّل فروردین را عید میگویند و کلمه عید مأخوذ از عود و اعاده است. الفین-ترجمه وجدانى 999
و باز از معلّى است که بامداد نوروز نزد امام صادق علیه السّلام رفتم، فرمود: اى معلّى امروز را میشناسى؟ گفتم: نه، ولى عجمش بزرگ داشتند و بدان تبرک جستند فرمود: نه هرگز، بکعبهاى که در درّه مکّه است عظمت این روز براى امرى است دیرین که آن را برایت شرح دهم تا بدانى، گفتم: این آموختن از زندگى جاوید نزد من دوستتر است، خدا دشمنانتان را نابود سازد، فرمود: اى معلّى نوروز همان روزیست که خدا پیمان ستد از بندهها که او را بپرستند بیگانگى، بىشریک (تا آخر خبر طولانى) که گذشت، و گفته گواه چندى در این حدیث وجود دارد که نوروز همان اول حمل است. کتاب السماء و العالم بحار، ج3، ص: 103